14
سلام عزیزم همایون جون
پسرم تونهال کوچکی هستی که در باغچه زندگیم رشد می کنی . همچو باغبانی به پایت شیره جانم را می ریز م و در انتظار شکوفه دادنت بی قرارم.
تو قد می کشی و بزرگ می شوی و هر روز مستقل تراما من شکسته تر و به تو محتاج تر.
امروز تو در آغوش من جای می گیری و دور نیست فردایی که دستان نیازمند من در دستان تو جای گیرد.
امروز تو برایبلند شدن و ایستادن
نیاز به دستان من داری و فرداها من برای استوار ماندن به بازوی تو نیاز خواهم داشت.
و امروز با هر خنده تو روح زندگی در کالبدم دمیده می شود .دوستت دارم زیبای مامان!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


14
